اژدهاک «در اوستایی اَژی دَهاکَ، در فارسی
میانه اَزدهاگ، در فارسی نو اژدها و ضحاک» است. این واژه از دو جزء تشکیل شده است:
اَژی به معنای مار و اژدها و غالباً در اوستا به تنهای بر ضحاک اطلاق شده است و دَهاکَ
نقش صفت را برای او دارد. در فارسی میانه و نو این صفت نیز به نام او افزوده شده و
مجموعاً به صورت اژدهاک یا ضحاک در آمده است.

در اوستا، ضحاک ایزد ناهید را نثار می­برد تا
او را بر هفت کشور مسلط گرداند و نیرو دهد که آنها را از مردم تهی کند 
(یشت ۵، بندهای ۲۹ و ۳۰) اما
ایزد ناهید خواست او را روا نمی­کند 
(یشت ۵، بند ۳۱).
از ایزد وای نیر همین درخواست را می­کند و کامیاب نمی­شود 
(یشت ۱۵، بندهای ۱۹ تا ۲۱).

او بدترین دروغ و ناپاک­ترین نیرویی است که اهریمن برای
نابودی  راستی فرستاده است.

ضحاک سه پوزه، سه سر، شش چشم و هزار تردستی
دارد 
(یسن ۹،
بند ۸) 
و برای به دست آوردن فره کیانی با ایزد آذر به
ستیز برمی­خیزد. بر اساس متن­های فارسی میانه، ضحاک در هزاره دوم فرمان می­راند
(بندهش پارسی، ص۱۸۱) و
این فرمان­روایی را اهریمن بدو می­بخشد 
(مینوی خرد، پرسش ۵۶، بندهای ۲۴ تا ۲۶).

فریدون نتوانست ضحاک را بکشد، بنابراین او را بند
کشید و در کوه دماوند زندانی کرد و سرانجام در هزاره هوشیدرماه،‌ ضحاک از بند می­رهد
و به دست گرشاسپ پهلوان نابود می­گردد.